تبليغاتX
سطل آشغال

... و پنج‌شنبه عصرها

دلم گرفته از زمين، دلم گرفته از خدا

دلم گرفته از تمام كوچه باغ‌ها

                                    از شما،

از شما كه مثل تكه‌هاي ابر

سايه مي‌كني به روي سرنوشت من

تيره مي‌كني تمام راه را

خطوط دست،

چشم‌هاي پر شكست را

 

 

یا شبيه انقطاع يك كمين سخت

پشت‌ پلك‌هاي من نشسته‌اي

تكانده‌اي تمام برگ‌هاي شانه را

اين زمانه را

اين خطوط مغلق شكسته

                        گلگميش را.

 

من فرو چكيده‌ام دوباره از حضور خواب

از سكوت‌ خواب‌هاي سكر‌آور خدا

 

 

مرا ببخش

تكه تكه كن

مرا دوباره ساز كن

ميان آن ترانه‌هاي دوردست پنج‌شنبه عصرها....

 
Blog Skin