تبليغاتX
می ترسم آن قدر اینجا بمانم که عادت کنم
اين يادداشت‌هاي دانشجويي است كه مدت هاست کسی نیست!

از پیراهنت گفتم / که هوای منطقه را شرجی کرد/ که سبدهای فقیر را / با بوسه های داغ به خانه برگشتاند/ دلگیرم به همین سادگی / که ابرها را ورق می زنم / شاخه ها را پس پس می کنم / نبضم را هی می گیرم و با ساعت میزان می کنم / گفتم که ورق می زنم / هم این زمانه تلخ را که بوی چرس می دهد/ هم عصرهای غمگین ودکا را.../ هم پرهای ریخته ی نسترن را... / به هرحال هوای این منطقه شرجی است /  و از پیراهنت گفتم که تکه تکه مرا با خودش برده است / و چشم هایم که در تکمه هایت جا ماندند. / بسته که می کنی لب ها را / چشم هایم بسته می شوند / و خیال تازه ای هوای این حنجره و این حوالی را شرجی می کند / چترم را بر می دارم وقتی که تو شروع می شوی / راستی! آیا این کافی نیست که...

۲۵ سنبله - کافی تریای دانشگاه کابل

نوشته شده توسط سيد عاصف در ساعت 12 بعد از ظهر | لینک  | 

قال و مقال همایش بود و هرکس که دستش می رسید شعر فی البداهه می سرود. بعضی ها هم نبوغ خود را به همگان نشان دادند که بله! شاعرهایی هم هستند که می توانند مثل برق شعر، آن هم رباعی و دوبیتی بسرایند. از شما چه پنهان که من هم با خودم گفتم که من از کدام دسته هستم که کلمات غافلگیرم کرد. البته به وزن چندان موافق نیستم و وزن هم با من . پس اگر لنگیدنی بود... نظرات را بنویسید... یا هو!

بعد از این دیدن و نادیدن تو گل یا پوچ

بعد از این رفتن و نارفتن من یعنی کوچ

می روی تا که به غمگینی خود برگردم

زندگی پوچ ترین، پوچ ترین، پوچ پوچ

 

(یک طرح)

خیلی احمقم نه؟

انتظار ندارم بگویی نه.

یک بار هم که شده بگو آره!

 

(باز هم)

دوباره فرصت باران

دوباره دلتنگی

کجاست فرصت دردی

که باخودم باشم

نوشته شده توسط سيد عاصف در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  | 

چند تا طرح یا چی بگم از این شعرهای خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوتاه هوس کردم پیشکش کنم به دوستانم هرچند چندان تجربه ای در  این باره ندارم...

۱- بالا را نگاه نکن / پرنده ها عاشق الماس اند!

۲- سه روز بود/ اما تمام زندگی ام را گرفته است....

۳- دکمه هایت را که باز می کنی/ من کهکشان راه شیری را کشف می کنم...

۴- سرشار و مرتکب شدم به بودنم / این روزها / به نان- سنگ - آب و سیاست / و البته خیابان/ هیچ کس نمی تواند بداند / از وقتی تو را خواندم / چقدر غمگینم؟

 

نوشته شده توسط سيد عاصف در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  |