تبليغاتX
سطل آشغال

سلام!

آخرالامر مجموعه ی شعرم چاپ شد. راستش تا به دستم نرسیده بود، باور نمی کردم... البته چاره ای هم نداشتم غیر از این که خوشباورانه منتظر باشم... سرانجام یک نسخه، فقط یک نسخه از آن در کابل از دست ناشر یعنی آقای شریعتی به دستم رسید... عکس رنگ پریده ی من را هم وحید روی آن چسپانده که گاهی خودم را دچار نوستالژی کهنه ای می کند... این متن ساده تقدیم شده است به:

خدا، انسان و عشق

و کودکانی که در ماه گرفتگی به دنیا می آیند....

 

مجموعه ی اول (این کفش های پیاده) هنوز در بنیاد جامعه مدنی خاک می خورد... ببینم که چطور می شود...

امیدوارم که دوستانم نقدی بر این شعرهای ناقابل بنویسند تا شاید بعدها شاعر شوم....

 

اگر دلتان شد این کتاب را می توانید از کتابفروشی های ناشر تهیه کنید:

-         کابل، ده بوری، چهارراهی شهید، کتابفروشی عرفان

-         تهران، خیابان سمیه، بین چهارراه دکتر مفتح و رامسر، پلاک 34، واحد 6- تلفن: 88811053

 
Blog Skin