تبليغاتX
می ترسم آن قدر اینجا بمانم که عادت کنم - یک عاشقانه برای عاشقان جهان کوچک خاکی
اين يادداشت‌هاي دانشجويي است كه مدت هاست کسی نیست!

 

وقتی که از سکوت شما خسته می شوم

هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شوم

می پیچم و شبیه گلی دور پیکرت

با انحنای کتف تو آرسته می شوم

وقتی که باز پلک مرا باز می کنی...

در می شوم به روی خودم بسته می شوم

... یعنی کی ام که چشم به چشم شما شوم

من که به یک اشاره زبان بسته می شوم

گفتی که چب! صدای تو را کوچه نشنود

من بوسه های خسته و آهسته می شوم

یک لحظه باز پشت تو دلگیر و در به در

یک لحظه نه! همیشه و پیوسته می شوم

نوشته شده توسط سيد عاصف در ساعت 6 بعد از ظهر | لینک  |