سطل آشغال
پسمانده های عاطفی انسان مدرن
2012/5/1
به مناسبت عبور از 31 سالگي

دنیا پر از اشتباهات فاحش است و من به این فکر می کنم که آدمی بر چه اساسی می تواند زندگی اش را نفس بکشد تا زمان آهسته و با تاخیر پیش برود و پیش از آن که روز واقعه فرا برسد، عالی ترین شکل ممکن را زندگی کرده باشد.

انسان بر قله یی ایستاده است که نهایت غم انگیز خود را می بیند. همین دیدار عاقلانه ی و واضح بشر بود که دین را برایش ساخت؛ تا دنیایی پس از پایان را متصور شود. انسان هرچند بر پایان تلخ خود واقف است، با آن هم امتدادی خیالی از آن می سازد تا از وحشت آن عدم بزرگ برای اندک زمانی بگریزد.

همین است که هیچ کسی در روزانگی های ما علاقه ندارد به مرگ حتا یک ثانیه بیندیشد یا در موردش حرف بزند. تنها کسانی که به این وحشت بزرگ اعتراف می کنند، کسانی اند که دست به خلق می زنند. البته شاید همین اعتراف ترسناک است که اینبار بشر را نه به سوی دین، بلکه به سوی آفرینش جنون آمیز پیش می برد. چشم هنرمند، نگاه فانتزی به دنیای پیرامون ندارد که برای تفنن جهان را وارونه ببیند؛ بلکه تفکر و حس عمیق وحشت بشری آن قدر او را جنون زده می کند که می خواهد دنیای دیگر را در همین لحظات بیافریند؛ و می آفریند.

- بخشي از يادداشت هاي فلسفي-

+ عاصف حسینی