نخست)
اين روزها مطبوعات آلمان پر است از انتقادات شديد به انگلا مركل، صدر اعظم اين كشور. اما چرا؟
بانو مركل در اظهار نظر خود در مورد مرگ بن لادن گفت كه "او بن لادن فقط ادعا مي كرد كه مسلمان است، اما در واقع او اين دين، و تمام اديان ديگر را كه در جهان وجود دارد، به تمسخر گرفته بود." مركل، با اين گپ حساب بن لادن را از مسلمانان جدا كرد و خواست با سخناني سنجيده نوعي اتهام پنهان و نانوشته بر ضد مسلمانان، در ده سال گذشته را كمرنگ كند. به ويژه در جامعه ي خودش كه گويا بزرگترين جمعيت مسلمان غرب را در خود دارد.
اما مركل به اين سبب مورد نكوهش نيست. او گويا در همان نطق، در جمله يي گفته بود كه من از مرگ بن لادن خوشنودم! همين جمله، بله همين جمله باعث حملات شديد به او شده است. منتقدان مي گويند كه هر چند بن لادن يك تروريست بود، با آنهم استفاده "خوشحال بودن" و "مرگ يك انسان" در يك جمله اخلاقي نيست.
حملات بر اين سياستمدار زبده، به خاطر همين لفظ هيجاني همچنان ادامه دارد.
دوم)
"پلیس شمال شرق افغانستان می گوید در باره ادعای تجاوز به یک دختر دوازده ساله در ولایت تخار تحقیق می کند. اعضای خانواده این دختر به بیبیسی گفتهاند که هشت مرد مسلح به زور وارد خانه آنها شدند و دو نفر شان به دختر خانواده تجاوز کردند. به گفته آنها، شش نفر از مهاجمان، لباس پلیس به تن داشتند."
شريفه 12 ساله مي گويد كه ديگر نمي تواند بيرون برود. مردم به او مي خندند. مي خواهم بگويم شريفه! بگذار آن مردم به تو بخندند، به بن لادن بگريند؛ اما صد چند آن مردم، هستند كساني كه براي تو مي گريند...
پرسش: اخلاق چيست و كجاست؟