سطل آشغال
پسمانده های عاطفی انسان مدرن
2013/8/8
ماجرای حکمتیار و میس افغانستان

دو سال پیش، در شهر کوچکی در غرب آلمان جلسه سالانه ای در مورد افغانستان برگزار شد. افراد مختلفی دعوت شده بودند؛ یکی از آنان زن سالخورده ای بود که گویا در زمان داوود خان، اولین دوشیزه یا "میس افغانستان" نام گرفته بود. جالب این که هنوز هم در سن شصت سالگی روی کارت ویزیتش نوشته بود: Afghanistan Miss

این خانم به عنوان یک خبرنگار، که البته معلوم نبود در کدام رسانه کار می کرد، از امریکا دعوت شده بود. در جمعی که سفیر افغانستان، یعنی نواسه عبدالرحمن خان نیز حضور داشت، اولین چیزی که گفت این بود که طالبان "گروه اپوزیسیون و فرزندان ملت" هستند که به خاطر فقر دست به انتحار می زنند. دومین نکته اما، تمرکز او روی "اکثریت – اقلیت" بود. طوری که اکثریت چون اکثریت هستند، همواره حق به جانب می باشند!

من که گویا مهمان ناخوانده مجلس بودم، به رسم اعتراض برخاستم و گفتم که هیچ سرشماری دقیقی در افغانستان انجام نشده، و هیچ کس نمی داند چه تعداد انسان در آن جغرافیا زندگی می کنند و چه کسی اقلیت و چه کسی اکثریت است. حرفم را بلافاصله یک خانم سیاستمدار آلمانی تایید کرد؛ اما باعث برآشفتگی "میس افغانستان" و دوستانش شد.

حالا شبیه همان جملات و کلمات از زبان گلبدین حکمتیار شنیده می شود. حکمتیار سراسیمه است که چرا "اقلیت ها"، یعنی غیر پشتون ها در افغانستان نفس می کشند. با کمال بیشرمی تیغ را به سوی اقوامی نشانه رفته است که چند قرن است یک روز آرام از دست "اکثریت" نداشته اند. بالفرض اگر گروهی اقلیت باشد، آیا مجال زندگی به ویژه زندگی سیاسی در آن سرزمین ندارد؟ اکثریت بودن در دنیای قرن بیست و یک چه جای افتخاری دارد؟

تاجیک ها، هزاره ها، ترکمن ها، ازبک ها، قزاق ها، قرقیزها، هندوها، بلوچ ها و..  اقلیت هستند؛ این چه کسر شان به حساب می آید که جناب حکمتیار یا میس افغانستان با کنایه و تحقیر به آن می پردازند؟ این ها اگر هم "اقلیت" باشند، دلیلش این است که قتل عام شدند؛ به زور از زمین و خانه شان کوچانده و آواره جهان شدند.

حاکمیت سیاسی قرن بیست و یک دیگر سیطره تیغ خون آلود یک گروه را حتا با فرض این که اکثریت باشد، نمی پذیرد. حاکمیت سیاسی این روزگار بر تعامل، همکاری، حقوق برابر و رقابت سالم استوار است. یک نکته اما روشن است؛ آنانی که هنوز "استراتژی اکثریت" را پیش می گیرند، همان هایی هستند که از قتل عام عبدالرحمانی و سیاست زمین سوخته طالبانی دفاع می کنند.

حکمتیار گفته است که "اقلیت ها" باعث تضعیف حکومت مرکزی شده اند؛ در حالی که واقعیت این است که حکومت مرکزی به خیر و برکت اقلیت ها سر پا ایستاده است. هزاران نیروی متخصص درس خوانده از اقوام مختلف در حکومت مرکزی خدمت می کنند. اگر یک روز، فقط یک روز این "اقلیت ها" دست به اعتصاب بزنند، دولت مرکزی کابل فلج می شود.

 نکته آخر این که، جناب حکمتیار هشدار داده است که روزی "آن روز فرا خواهد رسید که مردم مظلوم افغانستان (یعنی اکثریت!) برای احقاق حقوق غصب شده شان کمر ببندند و در آن زمان در هیچ گوشه کشور پناه‌گاهی برای خود نخواهند یافت. بعضی از آنها به ایران فرار خواهند کرد و ایران هم با آنها سلوک وحشیانه و بیرحمانه خواهد کرد". یکی به خود این آقا بگوید، تا همین دو روز پیش که از چنگ طالبان و امریکایی ها در بهترین محله تهران پناه گرفته بودی، این گونه رجزخوانی نمی کردی!

خداوند همه را شفا دهد... 

+ عاصف حسینی