تو شهر بودی و من رودخانه ای سرکشکه از میان دو ابروی تند رد می شد ...
شعر رفیق آدم است؛ باید برایش وقت بگذاری. باید به حرف هایش گوش کنی و با او قدم بزنی. حوصله نداشتی، بهت یک تک زنگ می زند و می رود... تو می مانی و یک دشت کلمات گیج که از مسیر دور آمده اند؛ تشنه اند....