همين يكي دو روز پيش، در خواب گريستم و روزم غمگين اما با آرامشي ناشناس آغاز شد؛ اين كه چه خوابي اشكم را درآورد، بماند....
چه كسي باور مي كند
پيشاني معشوقت را در خواب ببوسي
با گريه بيدار شوي
با گريه بنويسي
اين آرامش را نمي شناسم
يا توفاني استخوانم را خرد كرده است
و هوشياري ام بر باد رفته
يا توفاني در راه است
من اين آرامش را
با گريه آغاز مي كنم با گريه ختم
فقط نگذار
كسي پيشاني ات را ببوسد، خوبم